تبليغاتX
رز آبی برای عزیزم
مواد لازم  :
  1. شـــــافی کاپ
  2. پيپ
  3. موسيقی کلاسيک
  4. قهوه فرانسه
  5. کتاب شعر ( حتما به زبان فرانسوی )
  6. محاسن ( به مقدار کافی )

روش کار :

اين روش ، خيلی روش خوبيه به اين دليل که تقريباً همه دخــــترا خيلی از پسرای تيريپ روشنفکر خوششون مياد ! روشنفکر شدنم خيلی کارسخــــــــتی نيست کافــــــــــــــيه چند تا اسم نويســـــنده و کـــــــارگردانی رو که تا حالا کسی اسمشونو نشنيده حفظ کنين و تو هر جمله ای که ميگين يه دو سه تاشو بندازين !

در ضمن لازمه بزارين يه کم محاسنتون بلند شه‌‌ ! هم نشونه روشـــــــــــنفکريه هم ميتونين دستاتونو باهاش خشک کنين !

سعی کنين کارايی و بکنين که بقيه نميکنن ! مثلا بد نيست حـــــــداقل روزی ۲ بار بيفتين تو جوب ! يا تو در و ديوار بخورين ! در هنگام راه رفتن شيلنگ تـــخته بندازين ! اينا خيلی جواب ميده و نشون ميده شما خيلی کارتون درسته !

لباس پوشيدنم خيلی مهمه ! سعی کنين يه جور لباس بپوشين که هـــــمه بگيرن اين قضيه رو که شما روشنفکرين ! لباسای گشاد ، گيوه و کش موی بنفـــــــــش !‌‌ خيلی به کارتون مياد .

امآ روش صحبت کردن ! بايد خيلی آروم و نامفهوم صحبت کنين جوری که طـــــــرف هيچی از حرفای شما نفهمه و فکر کنه شما خيلی اين کاره ايد‌ ! هر چـــی بتونين بيشتر کس و شعر سر هم کنين راحت تر کارتون انجام ميشه ! گاهي هم وقتي باهاتون حرف ميزنن تو فكر باشين و اصلا جواب طرف رو ندين.بعد يه دفه يه تكون كوچيكي به خودتون بدين و بگين با من بودي؟!!

بقيه رو به پشم فلان باباتونم حساب نکنيد و فکر کــــنيد هيــــــشکی بيـــــشتر از شما نميدونه !  به هر گدايی که سر راهتون ميبينين حداقل ۲۰۰۰ تومن کمک کنيد! 

سعس كنيد حموم نريد.ژوليده باشيد.هر چقدر شپش تنتون بيشتر باشه روشنفكرتر هستين.

بايد حتما موسيقی کلاسيک گـوش بدين ! ‌البتـــــــــه وقتی تو يه جمع روشنفکری هستين !  بعد که رفتين خونه مـيتونين با همــــــــــــــون داوود بهبودی حال کنين ! 

هر رشــــــــته ای که تو دانشگـاه ! خونديـن رو بايد بيخيال شين و به همه بگين که فلسفه خوندين ! البته واسه اينکه گــــــندش در نياد بگين تو يکی از دانشـگاء های خارجی ! 

مثل گاو غذا بخورين اينم يکی ديگه از کارايی که روشنفکرا ميکنن !

توي بحثها كه شركت ميكنين هميشه با يه نظريه كه اصلا سر در نميارين چيه مخالفت كنين.براي اين كه گندش در نياد فقط بگين : من مخالفم ولي شماها هيچ وقت نميفهمين كجاي اين حرف ايراد داره بعد سرتون رو بندازين پايين از مجلس بريد بيرون.دقت كنيد به هيچ وقت حرف اضافه اي نزنيد تا گندش در نياد اندازه خري هم نفهميدين.

خوار خواهرتون رو تو خونه ســــرويس کنين و هی بــهش گير تــــخمی بدين ولـــی وقـــتی تيريپ روشنفکريه کاری به کارش نداشته باشـــين‌‌ ! اين روشا خيلی جواب ميده !

من تاحالا خودم چند بار با همين روشا روشـــــــنفکر شدم ! 

آره داداش من ! آب هندونه رو از برنامه غذاييت حذف کن توام ميتونی ... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 9:30  توسط پیام  | 

در ارتباط با افرادي که چيزي براي از دست دادن ندارند ، آگاهانه رفتار کن .
به ياد داشته باش که برندگان کاري را انجام مي دهند که بازندگان نمي خواهند انجام دهند .
فرصت ها را جستجو کن . جاي قايق در بندر امن است اما به مرور کف اش پوسيده مي شود .
کلمه "فرصت" را جايگزين "مشکل" کن .
هيچ وقت نگو وقت نداري . به تو همان مقدار زمان داده شده که به هلن کلر ، لئوناردو داوينچي ، توماس جفرسون و آلبرت انيشتين داده شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 11:51  توسط پیام  | 

 خدايا ...
نمی دونی چقدر حرف زدن برام سخته وقتی تو اون بالايی و من اين پايين
نمی دونی وقتی فکر می کنم همين الان ميليون ها نفر دارن باهت حرف می زنن
و تو حرف همه رو ميشنفی چه احساس خنده داری بهم دست ميده .
خدايا .. می ترسم حرفاشونو باهم قاطی کنی .. آخ زبونمو گاز می گيرم ...
خدايا راستشو بگو تو چن تا گوش داری .. چن تا چش داری ...
چن تا زبون بلدی آخه ... چينی و ژاپونی خيلی سخته ... فرانسه هم همينطور ...
خدای من .. نمی دونم کلمه خدای من درسته ؟
آخه تو خدای من که نيستی خدای هوار تا هوار آدم و جن و حيوونی ..
خدايا منو می بينی اصلن .. يا اصلن منو ديدی .. اسمم می دونی چيه و شماره شناسنامم ؟
خدايا تو چقدر پهنی ... چقدر درازی و چقدر گودی ...
چرا تو همه جا هستی وقتی هيچ جا نيستی ..
خدايا ... چرا ازون اول که نديدمت غيب بودی ؟
می خوام ببينمت ... حتی اگه به قيمت جونم باشه ... درکم میکنی ؟
اصلن الان بيداری يا خوابی .. شايدم جلسه داری ...
خدايا چقدر مهربونی ؟ چقدر ؟
خدايا ما آدمای بدبخت ميون جنگ شيطون با تو چه کاره بيديم ؟
اصلن چرا بهش ميدون می دی ؟ بکشش راحتمون کن ... هم خودتو هم ما رو.
خدايا چرا طعم لذتو به من می چشونی و بعد می گی جيززززه ؟
نمی دونی ... بعضی وقتا حس می کنم من يه بازيچه بيشتر نيستم توی دستات ...
خب تو حق داری .. تو خدايی ...
خدايا سردمه ... داد بزنم می فهمی ؟
سردمه ... کسی اينجا نيس .. همه مردن ...
خدايا مردن درد داره ؟ سخته ؟ خودکشی گناهه ؟ کاش جواب می دادی ...
سرم درد می کنه .. گيجم ... منگم .. خوابم مياد ... خدايا قرص داری ؟
دهنم خشک شده ... مورمورم ميشه ... کاش بابام زنده بود ... اونو تو کشتی خدايا ؟
چرا تنها ديدن من تو رو خوشحال می کنه ؟
خوابم مياد ... نمی دونم ... شايد امشبم حرفای منو با حرفای بقيه قاطی کردی ...
راستی پیش تو هم الان تاریکه ؟
خدایا من می ترسم ...
خسته ام ...
خدايا شب به خير ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 11:50  توسط پیام  |