تبليغاتX
رز آبی برای عزیزم

مي روم چون سايه اي تنها نمي دانم كجا

 

خويش را گم كرده ام اما نمي دانم كجا

 

سا يه ي آشفتگي ها از سر دل كم مباد

 

ساحلي ممكنتر از دريا نمي دانم كجا

 

سر به صحرا مي نهد دريا نمي دانم چرا؟

 

دل به دريا مي زند صحرا نمي دانم كجا

 

با من امشب خلسه ي ياد كدامين آشناست

 

روزگاري ديده ام او را نمي دانم كجا

 

ديدمش در كوچه ساران غبا ر آلود وهم

 

او نمي دانم كه بود آنجا نمي دانم

 

مرغ آمين شعله سر داد اي دريغ افكنده اند

 

آتشي در خرمن نيما نمي دانم كجا

 

آنقدر رفتم كه حتي سايه ام از پا نشست

 

مانده بر جا در پايم تا نمي دانم كجا

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 22:2  توسط پیام  | 

 !! آخه تو خجالت نميکشی؟ حيا نميکنی؟
به خدا زشته ... عيبه ... خوبيت نداره .... نميگی در و همـــــسايه

 چی فکر ميکنن؟! جلف! بيشعور! كثافت! لجن! ايشالا به حق امام مجيد باقالی
شی ... ايشالا ميری حـموم کـف بره تو چشت ... ايشالا
 آب پرتقال صوبت دير شه ... چه حرفا!؟ چه چيزا؟! به حق
 چيزاي نشنيده! آخرالــزمان شـده! ببخشيدا! روم به ديوار! گلاب
به روتون! آخه كون هم بيمه كــردن داره؟!!! ميگن جنيفر لوپز ما
تحتشو ۱۰۰ ميليون دلار بيمه كرده! ميگن خوش تركيبه ... جذابه! بابا م

مال منم خوش فرمه  خدايـــــي! ياد بيگير جنيفر من نصف توام از اين جلف
بازيا در نميارم ... مگه ما ايرونيا چيمون از اين تهاجم فرهنگيا كمتره؟؟! در
همين رابطه ستادمبارزه با ما تحت جنيفر لــوپز در ايران يه طرح پيشنهادي
براي خوانندگان ايراني مقيم لوس آنجـلس ارائه داده كه با بيمه كردن
اعضاء خوش تركيب بدن خود مشت محكمي بر دهان شوهر جنيفر لوپز و
استكبار جهاني زده و پرچم پر افتخــــار ايران را يك بار ديگر به اهتزاز در
بياورند... طرح پيشنهادي
 شهرام شب پره بيمه پشت مو
. حسن شماعي زاده بيمه دماغ
. ويگن بيمه دندان
. محمد خرداديان بيمه النگو
. شهرام كاشاني بيمه گردن
. شهبال شب پره بيمه سيبيل
. ناهيد بيمه پستان
. سياوش قميشي بيمه عينك شب
. داوود بهبودی بيمه لهجه
 سوزان روشن بيمه لب و دهن
 از همينجا از طرح پيشنهادي شما براي ساير خوانندگان استـقبال ميكنيم 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 21:48  توسط پیام  | 

توي نجف يه خونه بود،
كه ديوارش كاهگلي بود،
اسم صاحاب اون خونه،
مولاي مردا علي بود،
نصفه شبها بلند ميشد،
يه كيسه داشت كه برميداشت،
خرما و نون و خوردني،
هرچي كه داشت تو اون ميذاشت.
راهي كوچه ها ميشد،
تا يتيمها رو سير كنه،
تا سفره خاليشونو،
پر از نون و پنير كنه،
شب تا سحر پرسه ميزد،
پس كوچه هاي كوفه رو،
تا پر بارون بكنه،
باغهاي بيشكوفه رو.
عبادت علي مگه،
ميتونه غير از اين باشه،
بايد مثل علي باشه،
هر كي كه اهل دين باشه،
بعد علي كي ميتونه،
محرم راز من باشه،
درد دلم روگوش كنه،
تا چاره ساز من باشه.
چشماتو واكن آقاجون بالهاي خستمو ببين
منو نگاه كن آقاجون دل شكستمو ببين.

با تشكر ازآغاسي

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 0:16  توسط پیام  |