|
Khanoome ebtekar (moavene rais jomhoor) ba kot shalvar!! http://www.iranto.com/go.asp?go=152 in ham ham khatami jon ba tashakor az( unique_s27 ) in ham WWW I3osh azizan (elahi ghorbonesh sham
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 2:28  توسط پیام
|
رساله مهماني افلاطون يكي از زيباترين رسالات اوست وحداقل30%-40% ادبيات عاشقانه جهان ازآن مايه ميگيرند. حسن رساله در آنست كه درمجلس مهماني بحثي درباره عشق به ميان مي آيدومهمانان كه عبارتنداز:سقراط، آگاتون، آپولودروس، الكيبيادس، اريستوفانس، اروكسي ماخوس، فدروس وپوزانياس، سنگ تمام مي گذارند و عشق راازهمه جنبه هاوجهاتش به بهترين وجهي حلاجي مي كنند. دراين مهماني نيز، بازسقراط شمع محفل است وباروش سقراطي اش چنان دادسخن ميدهد كه هيچ نمي ماند سا يران عشق را روي سرگذاشته حلوا حلوا كنند.درمجلس مهماني بحث نوبتي است. وقتينوبت اظهارنظربه سقراط ميرسد، مي گويدكه ازموضوع بحث سردرنياورده است.اورابگوكه پنداشته است منظور توجيه حقيقت عشق است نه حاشيه پردازي وگزافه گوئي درباره آن.بنظراوعشق چيزي راكه طلب ميكند، بايدغيرازآن چيزي باشدكه خودعشق هست يا دارد.زيرا طلب كردن چيزي كه دارد بي لطف است.چون عشق خواهان زيبائي است پس خود عشق نه زيبااست و نه داراي زيبائي و از آنجائي كه زيبائي وخوبي، دوروي يك حقيقت هستند پس عشق ازحقيقت هم رنگي ندارد يعني درنفس خود نه خوب نه زيباست. سپس سقراط از قول زني(ديوتيما) نام كه درباره عشق قبلا" بحثي با سقراط داشته است نقل مي كند: " عشق خداهم نيست.زيرا ذات خدا، نمي تواند عاري از زيبائي ونيكي ودر نتيجه طالب زيبائي و نيكي باشد. حالا كه فهميديم عشق خدا نيست، پس بايد چيري در حد فاصل خداوبشر يعني نوعي روح يا فرشته باشد.ولي عشق در حقيقت زاده دو خداي فقروچاره جوئي است. چون مادر، بي رنگ و فقير است و چون پدر، جسوروزورمند وچاره جو. نه كاملا" دانا است نه كاملا"نادان.درست شبيه فيلسوف كه نه جزودانشمندان است نه نادانان.اين درست كه عشق زيبا پسنداست ولي ازاين طلب چه توقعي دارد؟ هدف اوازاين طلب فقط تصاحب زيبائي است.وازآنجائيكه زيبائي ونيكي دوروح در يك قالب هستند پس عشق، طالب خوبي است. نتيجه تصاحب خوبي هم چيزي جز نيل به خوشبختي نيست. رهرو هر عشقي اول از عشق رخسار شروع مي كند و عاشق قامت ها موزون ميشود. آنگاه سير تكامل مي پيمايد، يعني از تمايل به رخسار فرد دل برمي كند، وبطور كلي به رخساره اي زيبا دل مي نهد... خلاصه به مرحله اي مي رسد كه مي فهمد زيبائي ها درهر لباس وهر جا كه باشند، يكي هستند. از اين مرحله به مرحله عشق به معرفتها مي رسد، در انتهاي اين مرحله به زيباي مطلق كه هميشه و همه جا واز هر نظر زيبا است دست مي يابد. وقتي به اين مرحله برسد جسمش از ناپاكي ها پاك مي شود وازاين پس زيبائي را با چشم جان مي بيند. و اين در واقع همان نيل به وصال است و هر عاشقي كه به اين مرحله برسد دوست خدا مي شود. "
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 2:19  توسط پیام
|
|
|